غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

30

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر نهضت ميرزا ابو القاسم بابر بجانب دار السلطنه هرات و بيان مآل حال ميرزا يار على و ديگر حالات و حكايات ميرزا ابو القاسم بابر چون در حدود بسطام و دامغان شنيد كه ميرزا الغ بيك گوركان از سر پل ابريشم عنان مراجعت منعطف گردانيد بتسخير ولايات خراسان اميدوار گشته لواى توجه از عقب عم بزرگوار مرتفع ساخت و بسرعت تمام در حركت آمده امير هندوكه را با فوجى از شيران بيشهء هيجا بجانب مرو فرستاد تا سر راه بر سپاه سمرقند گرفته دست بردى نمايند و امير خليل هندوكه و بانخواجه را با جمعى ديگر از مبارزان غضنفر اثر روانهء دار السلطنه هراة گردانيد و بنفس نفيس عنان يكران به طرف سرخس انعطاف داد اما امير هندوكه شبى بحوالى اردوى ميرزا الغ بيك رسيد و امير ابراهيم ايكو تيمور را كه بر ساقه لشگر بود اسير گرفت و بصوب هرات بازگشت وامير خليل و بانخواجه چون بقصبه فوشبخ نزول نمودند ميرزا عبد اللطيف بعد از آنكه پانزده روز در هرات حكومت كرده بود نيم شبى هزيمت غنيمت شمرده روى بماوراء النهر آورد و امراء ميرزا بابر بهرات آمده دست تظلم و بىداد برگشادند در آن اثناء ميرزا يار على كرت ديگر هوس جهان‌گيرى كرده به ظاهر هرات شتافت و چون سه روز شهر هرات را محاصره نمود زمرهء از اكابر و اعيان كه از جور و طغيان بابريان بجان رسيده بودند در سحر جمعه از جانب دروازهء عراق يار على را به شهر درآوردند و امراء ميرزا بابر از روى اضطرار پناه بحصار اختيار - الدين برده روز ديگر بعهد و پيمان بيرون آمدند و باز شب بقلعه رفته و خزانه را برگرفته فرار نمودند آنگاه يار على خود را پادشاهى باستقلال خيال كرده از كمال عقل و دانش بساط نشاط بگسترد و بشرب مى گلرنگ و استماع آواز دف و چنك اشتغال نموده اصلا بحفظ دروازها و اطراف شهر نپرداخت تا بدان چه رسد كه از حدود ولايت باخبر باشد و چون قرب بيست روز در غايت غفلت بگذرانيد در اواخر ذى حجه سنه اثنى و خمسين و ثمانمائه بيك ناگاه فوجى از سپاه ظفرپناه ميرزا بابر مسلح و مكمل از دروازها ملك در شهر تاختند و جلوريز بباغ شهر شتافته يار على را شوله مست بدست آوردند و در سر كوچه خيابان بپايبوس ميرزا بابر رسانيدند و آن پادشاه عاليجاه در باغ سفيد نزول اجلال فرموده فرمود تا يار على را به چهار سوى هراة بردند و به زخم تيغ تيز نقش وجود او را از لوح زندگانى ستردند بيت چنين بود تا بود گردون سپهر * كه با نوش زهر است و و با كينه مهر مقارن آن حال امير هندوكه از جانب مرو رسيد و امير ابراهيم ايكو تيمور را بپايه سرير اعلى رسانيد و زبان تضرع گشاده خون او را طلبيد اين التماس بعز اجابت مقرون گشت و ميرزا بابر بر سرير سلطنت خراسان تمكن يافته رايت شوكتش از فرق فرقدين درگذشت خطبه و سكه در جميع ولايات خراسان باسم و لقب شريفش سمت زينت